نیمه شب - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
نیمه شب در دل دهلیز خموش ضربه پایی افکند طنین دل من چون دل گلهای بهار پر شدم از شبنم لرزان یقین گفتم این اوست که باز آمده جستم از جا و در ایینه گیج بر خود افکندم با شوق نگاه آه لرزید لبانم از عشق تار شد چهره ایینه ز آه شاید او وهمی را می نگریست گیسویم در هم و لبهایم خشک شانه ام عریان در جامه خواب لی...
<no title> - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
<no title> - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
<no title> - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
<no title> - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
<no title> - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
<no title> - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
<no title> - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
<no title> - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
<no title> - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
معنی روان شناختی گل ها و گیاهان! - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
سلاماین از سری مطالب صاحب قبلی این وبلاگه که من دلم سوخت! و به خاطر داداشی میذارمش اما یک روز این جا میشه اون شکلی که من می خوام...گل ميخک قرمز : شرمساری و خجالت گل آرمایلیس سا گلی از تیره نرگس ها : زیبایی با شکوه گل شقایق : امید و آرزوگل بنفشه کبود : وفاداریگل رزشرابی : زیبایی ناخود آگاه خدادادیگل ...
حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد . . . - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت... بیا ای دل کمی وارونه گردیم ، برای هم بیا دیوونه گردیم ، شب یلدا شده نزدیک ای دوست، برای هم بیا هندونه گردیم ! شب یلدا مبارک... البته باید یه چیزی رو عرض کنم...این وبلاگ تا پست قبلی متعلق به برادرم بود و ح...
زورق - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
گاه آرزو می کنم زورقی باشم برای تو تا بدان جا برمت که می خواهی. زورقی توانا به تحمل باری که بر دوش داری،زورقی که هيچگاه واژگون نشود به هر اندازه که ناآرام باشی يا متلاطم باشد دريايی که درآن مي رانيترجمه احمدشاملواز کتاب همچون کوچه ای بی انتها
فراتر از لحظات - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
وسوسه لحظات بر تمرکز ما می تواند نیرومند باشد. برای غلبه بر آن از خود بپرسیم که در آینده چه چیزی آنقدر نیرومند است که بتواند جهت زندگی مارا در زمان حال بسوی خود تعیین کند؟دنیا اطراف پر از انحراف دهنده ها می باشد. در این زندگی که مملو از وسوسه ها است.چه چیزی تمرکز ما را ثابت نگه می دارد؟ ما چگونه نظم...
بازگشت - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
سلامببخشید اگه یه مدتی نبودمدرگیر کارهای دانشگاه بودمباز در خدمتم
شـکـلات - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
با یک شکلات شروع شد. من یک شکلات گذاشتم توی دستش. او یک شکلات توی دستم. من بچه بودم، او هم بچه بود. سرم را بالا کردم. سرش را بالا کرد. دید که مرا می شناسد. خندیدم. گفت : «دوستیم؟» گفتم : «دوست دوست» گفت : «تا کجا؟» گفتم : «دوستی که «تا» ندارد.» گفت : «تا مرگ!» خندیدمو گفتم : «من گه گفتم تا ندارد!» گ...
يا امام حسين(ع) - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
بوسه خون بر شمشير تسليت باد
گفتگو با خداوند - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
در رویاهایم دیدم که با خدا گفت و گو می کنم.  خدا پرسید : «پس تو می خواهی با من گفت و گو کنی؟»من در پاسخش گفتم : «اگر وقت دارید». خدا خندید : «وقت من بی نهایت است... در ذهنت چیست که می خواهی از من بپرسی؟» پرسیدم : « چه چیز بشر شما را سخت متعجب می سازد؟» خدا پاسخ داد : «کودکی شان. اینکه آنها از کودکی ...
از موقعیتی که در آن هستیم لذت ببریم - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
هیچ چیزی وجود ندارد که ذاتاً و به خودی خود، لذت بخش باشد. مواردی هستند که کسی از آنها لذت می برد ولی شخصی دیگر آن موارد را حقیر و ناچیز می شمارد. احساس رضایت نتیجه تلقی و برداشتهای شخصی خود ما است و از قابلیتهای خودمان ناشی می شود. بسیاری از مردم همیشه در جستجوی لذتهای ناچیز و باطل، درون برخی فعالیت...
احساس ها - تاریخ: 1391/6/10 ساعت: 16:21
روزی روزگاری در جزیره ای دور افتاده، تمام احساسها کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می کردند. خوشبختی، پولداری، عشق، دانایی، صبر، غم، ترس، و ... هر کدام به روش خود می زیستند. دانایی به همه گفت :«هر چه زودتر این جزیره را ترک کنین زیرا به زودی آب این جزیره را خواهد گرفت و اگر بمانید غرق می شوید». تمام احسا...