من ديوانه - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
به دنبال خوشبختينيمي ازعمرم را سپري كردمنمي دانم در راه مانده اميا ديگر راهي نيست كه مانده امخسته نيستماما حسي هم مرا نمي كشدانگيزه اي ندارمهمانند بدو تولدم..نمي دانم از كجا ام و به كجا مي رومدل مي خواهد گريه كنمبا صداي بلند تا همه به دورم جمع شوند!نه ... نه...خواهش مي كنم جمع نشويددلم سكوت مي خواهد...
دلزدگي - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
پر از ركودم و دلزدگي آنقدر دلزده ام از دنياكه با هرنفسم حالم بد تر ميشودكاش مي شد لحظه اي سرم را از دنيا بيرون ببرم
روزگار نامرد - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
وقتي قلبم درد مي گيرد حتماً خبري هستنگو نيستخوشبين نباشقلب من هيچ وقت دروغ نگفته حتماً چيزي را حس ميكندكه درد ناك استاما هيچ وقت به روي خودش نمي آوردبگو قلب منبگو كه من اشتباه فكر كردم چرا ساكتي؟بغض كردي؟حرفي بزنگريه نكن گريه نكن مي دانم گناه تو نيست روزگار نامرديست حتي به قلب عاشق هم رحم نمي كنند.
تنها - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
سلام...به نظر شما با یه نامرد باید چه کرد؟نامردی که به وفا جفا کرد؟
رسپینا - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
شبهای چشمانت مه آلودست و بارانی من این هوا را دوست دارم هیچ می دانی؟
تو گفتی... - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
سلام! بهانه ی دلتنگی من!تو قسم خوردی همیشه با من بمانی.تو گفتی: <<قسمت دروغه ،مثل بهونه.>>تو گفتی:<<عاشق تر از من، وجود نداره.>>تو گفتی:<<پاییز،بودنش پر از سواله.>>تو گفتی:<<دیوونه،دل نداره.>>تو گفتی:<<فریاد من صدا نداره.>>                                         تو گفتی:<<گل های ناز پونه ازعشقمون م...
تبریک - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
سال        نو            مبارک
سنگ دل.... - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
بگذشت در فراق توشبهای بی شمار                                                         هر شب در این امیدکه فردا ببینمتنازم به بی نیازی ات ای شوخ سنگ دل                                                         هرگز نشد اسیر تمنا ببینمتمنت پذیر قهر و عتاب توام ولی                                        ...
عهد من وتو - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
تو گفتی:((آسمان به وسعت عشق من وتو نیست.))من گفتم:((عشقت را به کهکشان دل من بسپار.))توگفتی:((کهکشان،در برابرعشق من ستاره است.))من گفتم:((بگذارستاره ات برایم لالایی بخواند.))توگفتی:((نمی خواهم پلک هایت بسته شود، دلم برای نگاهت تنگ میشود!))من گفتم:((پس بگذار چشم های تو رانقاشی کنم!))تو گفتی:((شبنم حسا...
مشق عشق - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
دفتر خاطرات زندگی ام از مشق های دلتنگی عاشقانه ی توپرشده استکسی صدایم می زند ومنتنها به احترام دل عاشقت،کنار خلیج نام عاشقانه ی تو لنگر می اندازم.دل نوشته هایم ،راز دل پریشانم را رسوا می کنندو منآواره ی سرزمین رویاهایم می شوم.هیچ کس نمی دانستتو... تنها بهانه ی مشق عشق من بودی!
&lt;no title&gt; - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
  دریای غم ساحل ندارد.
تولدم مبارک - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
  امروز تولدم بود با یه دنیا غم واندوه به خودم تبریک میگمتبریک به خاطر استوار بودنم از متحمل شدن غم.      من پری کوچک غمگینی رامی شناسم که در اقیانوسی مسکن داردو دلش رادر یک نی لبک چوبیمی نوازد آرام، آرامپری کوچک غمگینیکه شب از یک بوسه می میردو سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد                    ...
عشق یعنی.... - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
عشق یعنی درد یعنی گم شدن پیدا شدن        ساکن غربت شدن صدعقده در دل وا شدنعشق یعنی جمع دل تقسیم خوبیها سپس        در انطرفتر در دو راهی ها زهم منها شدنعشق یعنی رقص با اتش سرا پا سوختن         ساختن در هم شکستن پیش گل رسوا شدنعشق یعنی تا بی نهایت سوختن لب دوختن           تا به خاکستر شدن ماندن سپس شی...
معنی روان شناختی گل ها و گیاهان! - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
سلاماین از سری مطالب صاحب قبلی این وبلاگه که من دلم سوخت! و به خاطر داداشی میذارمش اما یک روز این جا میشه اون شکلی که من می خوام...گل ميخک قرمز : شرمساری و خجالت گل آرمایلیس سا گلی از تیره نرگس ها : زیبایی با شکوه گل شقایق : امید و آرزوگل بنفشه کبود : وفاداریگل رزشرابی : زیبایی ناخود آگاه خدادادیگل ...
حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد . . . - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت... بیا ای دل کمی وارونه گردیم ، برای هم بیا دیوونه گردیم ، شب یلدا شده نزدیک ای دوست، برای هم بیا هندونه گردیم ! شب یلدا مبارک... البته باید یه چیزی رو عرض کنم...این وبلاگ تا پست قبلی متعلق به برادرم بود و ح...
زورق - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
گاه آرزو می کنم زورقی باشم برای تو تا بدان جا برمت که می خواهی. زورقی توانا به تحمل باری که بر دوش داری،زورقی که هيچگاه واژگون نشود به هر اندازه که ناآرام باشی يا متلاطم باشد دريايی که درآن مي رانيترجمه احمدشاملواز کتاب همچون کوچه ای بی انتها
فراتر از لحظات - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
وسوسه لحظات بر تمرکز ما می تواند نیرومند باشد. برای غلبه بر آن از خود بپرسیم که در آینده چه چیزی آنقدر نیرومند است که بتواند جهت زندگی مارا در زمان حال بسوی خود تعیین کند؟دنیا اطراف پر از انحراف دهنده ها می باشد. در این زندگی که مملو از وسوسه ها است.چه چیزی تمرکز ما را ثابت نگه می دارد؟ ما چگونه نظم...
بازگشت - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
سلامببخشید اگه یه مدتی نبودمدرگیر کارهای دانشگاه بودمباز در خدمتم
شـکـلات - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
با یک شکلات شروع شد. من یک شکلات گذاشتم توی دستش. او یک شکلات توی دستم. من بچه بودم، او هم بچه بود. سرم را بالا کردم. سرش را بالا کرد. دید که مرا می شناسد. خندیدم. گفت : «دوستیم؟» گفتم : «دوست دوست» گفت : «تا کجا؟» گفتم : «دوستی که «تا» ندارد.» گفت : «تا مرگ!» خندیدمو گفتم : «من گه گفتم تا ندارد!» گ...
يا امام حسين(ع) - تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:27
بوسه خون بر شمشير تسليت باد