صفحه چیده میشود ، دار و گیر میشود
این یکی فدای شاه ، آن یکی فدای رخ
در پیادگان چه زود مرگ و میر میشود
فیل کج روی کند ، این سرشت فیل هاست
کج روی در این مقام دلپذیر میشود
اسب خیز میزند ، جست و خیز کار اوست
جست و خیز اگر نکرد ، دستگیر میشود
آن پیاده ضعیف ، راست راست میرود
کج اگر که میخورد ، ناگزیر میشود
هر که ناگزیر شد ، نان کج بر او حلال
این پیاده قانع است ، زود سیر میشود
آن وزیر می کشد ، آن وزیر می خورد
خورد و برد او چه زود چشمگیر میشود
ناگهان کنار شاه خانه بند میشود
زیر پای فیل ، پهن ، چون خمیر میشود
....
آن پیاده ضعیف عاقبت رسیده است
هر چه خواست میشود ، گر چه دیر میشود
این پیاده ، آن وزیر ..... انتهای بازی است
این وزیر میشود ، آن به زیر میشود
برچسب:
نویسنده: نجوا