خرید بک لینک


رو پشت بـــوم خــونــــه ها اســـمتو فریادبزنم؟


اجازه هست مــردم شهر، قــصه مـــا رو بـــدونن؟

اســم منو ، عشق تو رو ، تــــوی کتــــابا بخونن؟


اجــازه هست که قلبمو بــــرات چـراغونی کـــنم؟

پــیش نگـــاه عاشقت، چشمامو قربونیکنـــم؟


اجــازه می دی تا ابد ســر بذارم رو شــونه هات؟

روزی هزارو صد دفه ، بگــم که مــی میرم بـــرات؟


اجازه می دی که بگــم حــرف تـــرانــه هام تویی؟

دلیـــــل زنــــده بــــودنم، درد بـــهانه هام تـــویی؟


اجــازه دارم به هــمه بگم کـــه تــــو مـــال مــنی؟

سـتارتم ایــنو مــی گه،کــه تو ، تـــو اقبال منــی؟


اجــــازه هست تـــا ته مـــرگ منتظر تو بشــینم ؟

تو رویــاهای صــورتیم، خودم روبـــا تــو بــبینم ؟


اجازه هست جار بــزنم بگـم چقــد دوست دارم ؟

بگـم مـی خوام بـخاطرت ســر بـه بـیابون بذارم ؟


اجــازه هسـت بــرای تـو از تـه دل دیـوونه شــم ؟

اجازه می دی که بگم همین روزای میای پیشم؟


اجازه هست عکس تو رو ، رو صـورت مــاه بزنم ؟

طـــلسم قــصه هامونو ، با داشــتن تو بشکــنم؟


اجازه می دی که شبا همش بیام تـو خـواب تو ؟

اون عکسی که باهم داریم جا بدمش تو قاب تو؟


اجازه می دی قصه هام با عشق تو جون بگیره ؟

چشـمای عاشقم واست روزی هـزار بـار بـمیره ؟


اجازه می دی عشقمو همش بهت نشون بدم ؟


پیش زمین و اسمون واسه تو دس تکــون بـدم ؟


اجـازه مـی دی واسـه تـو قصـر طـلایی بسـازم ؟

بــا یـه صـدای مـخمـلی بـــرات لالایـی بسـازم ؟


اجازه می دی که فقط تـو دنــیا بــا تــو بــمونـم ؟

هر چی که عــاشقانه بـود به خـاطر تو بخـونم ؟


اجازه هست با بال تو پر بزنیم ، بریم بهشـت ؟

کاش نذاریم برنده شه،تو بازی ما،سرنوشـت ؟

.......

u3000

وقتی می گم دوست دارم نه توی کار من نیار دوباره

به قلب من دروغ نگو سر به سر دلم نذار دوباره

وقتی منو می بینی با این دل آتیشی

به من نگو با خنده هات که یار من نمی شی

صد دفعه گفتم به تو پای قرارمون بمون عزیزم

منو از عشقت خط نزن از توی قلبت نتکون عزیزم

می خوام عزیزم اینو خوب بدونی که پای عشق تو شدم دیوونه

دوست دارم برای تو می میرم عزیزم عاشقیام پیش خودت بمونه

نگو به من سر به هوایی چرا؟قلب منو بخوای نخوای جوونه

اگه بگی برو می رم یه جایی دیگه نمی بینی ازم نشونه

u3000

u3000

u3000

نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی

حرف نمی زنم ..... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی

نگاهت نمی كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی

صدایت نمی زنم ..... زیرا اشك های من برای تو بی فایده است

فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام

u3000

u3000

رفتی و من تنها شدم ای داد و بیداد

با سوختگان یکتا شدم ای داد و بیداد

خاموش شدم چون مرغ زاری درقفس من

آنگه که بی سارا شدم ای داد و بیداد

سوزی به دل از هجر تو آمد به ناگاه

خاکستر از گرما شدم ای داد و بیداد

هرگز نمی خواندم چنین دلداده باشم

اکنون پراز غوغا شدم ای داد و بیداد

از چشم حسرت زای تو اینسان بنالم

بی تو که من حالا شدم ای داد و بیداد

یادت اگر روزی ز این ویرانه افتد

گویم چه سان شیدا شدم ای دادو بیداد

بی تو نه لب داردر ضا تا شکوه گوید

با خاموشی گویا شدم ای داد و بیداد

از دست دل ربائی گفتم زنم شرابی

گفتی به خوش ادائی پرهیز از این خرابی

گفتم زهوشیاری طاقت به کف ندارم

گفتی اگر کنی مست گم گشته در سرابی

گفتم که زندگانی بی تو چگونه سازم

گفتی از این جدائی هستی شود حبابی

آمد دلم به فریاد گفتم که مرهمی کن

گفتی که مرهم از ما هر دل کند کبابی

گفتم که آب چشمم چون سیل خون روانست

گفتی که مرده باشد چشمی که شد به خوابی

بر ما شفقتی کن گفتم ز راه رحمت

گفتی میسرم نیست از من مخواه جوابی

گفتم که ماه رویت تا کی نمی نمائی

گفتی که این عجب نیست ما آتشیم تو آبی

تا کی زنی به تیرم گفتم که نا ندارم

گفتی مکن گلایه تا باشدت ثوابی

گفتم که بوی زلفت کی میرسد به کویم

گفتی رضا مخواهش باشد ترا نتابی

برچسب: نویسنده: نجوا تاريخ: جمعه 10 شهريور 1391 ساعت: 16:22

صفحه بندی