بغض سکوت
بغضم از جنس سکوت است
و اشکهایم تبلور سخنان بی صدا
دیو کدامین قصه مصوتهای الفبایم را اینچنین ربوده ؟
که چشمانم فریاد کش صامت هایم شده اند؟
وای که اگر این بغض سکوت بشکند..
بي تو اين عشق غريب است ، بهارم! برگرد
اين همه فاصله آيد به چه کارم؟ برگرد
آسمان خسته تر از من ، وَ من از رفتن تو
پُرم از ابر ، که همواره ببارم ، برگرد
سهمم از شعر ، فقط گريه شده ، ماه ِ غزل !
ها . . . دگر خاطره از خنده ندارم ، برگرد
صبر باراني من را که خزان دزديده ست
قدر اين پنجره من تاب نيارم ، برگرد
تا کجا شعله به دفتر بنگارم؟ برگرد
بي تو اينجا قفسي تنگ تر از خاطره هاست
من ِ ققنوس صفت سوختم از تنهايي
بی تو این عشق غریب است بهارم ! برگرد
برچسب:
نویسنده: نجوا