من دوست زياد دارم .دوست صميمی زياد دارم.دوست هايی که جونشون برای هم می رود اگر بخواهم تنگ ترين و صميمی ترين حلقه دوستيمو بشمارم ١١ نفری می شود .هر وقت ٢ تا دوست صميمی را می بينم با خودم می گويم کاش من هم فقط يک دوست صميمی داشتم بعد تصميم می گيرم که از بين اين همه دوست يکی را انتخاب کنم اما نمی توانم.
چند وقتيست که همش به دوستام فکر می کنم و فهميدم که هر کدام از دوستان يک جنبه وجودی من را کامل می کنند.
به طور مثال هر وقت با ح.ف هستم يک جور شور و سرزندگی دارم که با هيچ کس ندارم يا آرامشی که ع.آ به من می دهد واقعا بي نظيراست يا ز.م کسيه که کمکم می کند تا با دنيا مهربان تر باشم يا ..........
من دوست زياد دارم و حاضر نيستم هيچ کدام را از دست بدهم
برچسب:
نویسنده: نجوا