وای نگاشون کن فقط
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
خاطره ای از روستای ارجاس. . . . . . .
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
چهارشنبه هفته قبل به روستایی در رفسنجان رفتم .این روستا مال زمان کودکی شوهر خاله ام است وجای خیلی قشنگیه ......
تاحالا دقت کردین !!
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
تاحالا دقت کردین تا حالا دقت کردین وقتی توی یه جمعی یکی میگه اون تلویزین و کمش کن ،یکی دیگه از اونور میگه اصن خاموشش کن . . . ! . . . تا حالا دقت کردین وقتی واسه دل خودت موهاتو درست میکنی چقدر خوشگل میشه ولی وقتی میخوای بری مهمونی یا عروسی بعد از ۳ ساعت کلنجار رفتن شبیه خربزه میشی؟ . . . تا حالا دقت...
سرنوشت جوهری
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
ما هرچه می خریمانگشت سبابه جوهری می شودبرای هر تصمیم مهمی باز هم سبابه مان جوهریستمن نمی دانم انگشت جوهری مننشانه آزادی من است؟ یا زایشم زیر قسط؟...
دهکده جهانی
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
از وقتی دنیا دهکده جهانی شد فرانسه گلاب قمسر بیرون دادچین هم شد بقال دهات ما هم کمیته امدادتایلند هم موسسه شهر نومینی بوس های قدیمی دهات هم بالدار شدند تا جای چهار انگشت شرعی چهار صد فرسخ را رعایت کرده باشیم.
رنگ و ریا
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
اکسیدان ها نقاش های معروفیندغم مادر را برای پدر شاد میکشندعقربه های زمان را هم ثابت...کاش کشاورزانی هم بودند تا مزرعه ی سرم را بهار کنند...
پیکان خاطره
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
پیکان ۵۷ پدر موجود نازنینیستیادگار ۳۰ سال مجاهدت و بهره کشیبا آلیاژی از جنس تحملچراغ هایش همه نوع بلانسبتی را می بیندپهلوهایش پر است از نقل و نبات جنگهنوز هم مثل سرباز ها غذایش جیره بندیستمسافر می برد بار هم گاهیآخر ماه می نشیند به امید خبر اسقاطی
کشمکش
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
از کشاکش درد تا کش های پاره که آبرو برندجز انسانیت هیچکس از درد سخن گفتن رانمیفهمد آدمی یک بودن است... انسان یک شدن. دکتر شریعتی
سلام اقتصادی
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
سلام ها سلامتی آورند به قاضی حاج ممد علی سلام رساند به آجان محله حسن آقابه صندوق وام هم یک پاکت پر از سلامنمیدانم با این همه سلام چرا می گویند اقتصاد مریض است؟چرا من بیکارم؟سلام از ماست بفرماید.
جمله نامه
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
> من درکشوری زندگی می کنم که زبانش پارسی است اما به آن فارسی می گویند چون عربی پ ندارد.
مواد لازم
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
در شعر ها غوطه ور می شوم کاغذ ها که پاره شد شعر می شومنصف صفحه اکسیر می شوموزن را که نوشتمهیچ ترازویی در اداره کتاب نبود و هیچ باسکولیوزیر بهداشت با لیسانس ادبی گفت:شعر من مواد نگهدارنده و مواد افزودنی نداردفقط آمد که اکبر تنها نباشد.
تازه شاعر
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
نوشته هایم را با بغلی اعتماد تا پای ارشاد رساندمدر طبقه صدم پرسیدندکفن شاعر دارید ان شا ا...نام و نشان چطور؟گفتم مسعودمبا شعری فراتر از نوام دستها را که مشت کردنداز طبقه صدم با آسانسور خجالتخود کشی کردم...
شعر فرا نو: امنیت جون
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
امنیت را که اجتماعی کردند آدم خوبی شددهن سکولار را در آب حوض آب کشیدشد شب جمعه:جمکران ۲ نفر بیا بالا تازه بی بی هم قول داده اگر کار پیدا کرد اگر خانه هم خرید اگر ماشین جور کرداگر اگر اگر....اصلا بیخیال اجتماع امن...خانم شماره بدم؟
<no title>
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
اسم مصطفي فرزند محمد انور ولايت كابل تاهنوز مجرد فارغ 14 ريشته برق فعلا وظيفه كمبني ACCL
<no title>
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
ufeffنسيم باد صبا دوشم آگهي آوردبه مطربان صبوحي دهيم جامه چاکبيا بيا که تو حور بهشت را رضوانهمي رويم به شيراز با عنايت بختبه جبر خاطر ما کوش کاين کلاه نمدچه ناله ها که رسيد از دلم به خرمن ماه که روز محنت و غم رو به کوتهي آوردبدين نويد که باد سحرگهي آورددر اين جهان ز براي دل رهي آوردزهي رفيق که بختم ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
ufeffاي که بر ماه از خط مشکين نقاب انداختيتا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضتگوي خوبي بردي از خوبان خلخ شاد باشهر کسي با شمع رخسارت به وجهي عشق باختگنج عشق خود نهادي در دل ويران مازينهار از آب آن عارض که شيران را از آنخواب بيداران ببستي وان گه از نقش خيالپرده از رخ برفکندي يک نظر در جلوه گاهباده نو...
<no title>
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
ufeffدلي که غيب نماي است و جام جم داردبه خط و خال گدايان مده خزينه دلنه هر درخت تحمل کند جفاي خزانرسيد موسم آن کز طرب چو نرگس مستزر از بهاي مي اکنون چو گل دريغ مدارز سر غيب کس آگاه نيست قصه مخواندلم که لاف تجرد زدي کنون صد شغلمراد دل ز که پرسم که نيست دلداري ز خاتمي که دمي گم شود چه غم داردبه دست شا...
<no title>
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
ufeffبگرفت کار حسنت چون عشق من کماليدر وهم مي نگنجد کاندر تصور عقلشد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما راآن دم که با تو باشم يک سال هست روزيچون من خيال رويت جانا به خواب بينمرحم آر بر دل من کز مهر روي خوبت خوش باش زان که نبود اين هر دو را زواليآيد به هيچ معني زين خوبتر مثاليهرگز به عمر روزي روزي شود وص...
<no title>
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
ufeffتو مگر بر لب آبي به هوس بنشينيبه خدايي که تويي بنده بگزيده اوگر امانت به سلامت ببرم باکي نيستادب و شرم تو را خسرو مه رويان کردعجب از لطف تو اي گل که نشستي با خارصبر بر جور رقيبت چه کنم گر نکنمباد صبحي به هوايت ز گلستان برخاستشيشه بازي سرشکم نگري از چپ و راستسخني بي غرض از بنده مخلص بشنونازنيني ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/6/5 ساعت: 17:28
ufeffهزار شکر که ديدم به کام خويشت بازروندگان طريقت ره بلا سپرندغم حبيب نهان به ز گفت و گوي رقيباگر چه حسن تو از عشق غير مستغنيستچه گويمت که ز سوز درون چه مي بينمچه فتنه بود که مشاطه قضا انگيختبدين سپاس که مجلس منور است به دوستغرض کرشمه حسن است ور نه حاجت نيست ز روي صدق و صفا گشته با دلم دمسازرفيق ع...