از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران گذشت آنچه تو با ما کردی می روم تا که به صاحبنظری باز رسم دلِ چون آینة اهل صفا می شکنند سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن شهریارا غم آوراگی و در بدری | رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران تو بمان و دگران وای بحال دگران محرم ما نبود دیدة کوته نظران که ز خود بی خبرند این زخدا بی خبران کاین بود عاقبت کار جهان گذران شورها در دلم انگیخته چون نوسفران |
برچسب:
نویسنده: نجوا