خرید بک لینک

در دیاری که در او نیست کسی یار کسی

هر کس آزار منِ زار پسندیدولی

آخرش محنت جانکاه به چاه اندازد

سودش این بس که به هیچش بفروشند چو من

سود بازار محبت همه آه سرد است

غیر آزار ندیدم چو گرفتارم دید

تا شدم خار تو رشکم به عزیزان آید

آنکه خاطر هوس عشق و وفا دارد از او

لطف حق یار کسی باد که در دورة ما

گر کسی را نفکندیم بسر سایه چو گل

شهریارا سرم ن زیر پس کاخ ستم

کاش یارب که نیفتد به کسی ، کار کسی

نپسندید دلِ زار من آزارِ کسی

هر که چون ماه برافروخت شبِ تارِ کسی

هر که باقیمت جان بود خریدار کسی

تا نکوشید پس گرمی بازار کسی

کس مبادا چو من زار گرفتار کسی

با الها ! که عزیزی نشود خوار کسی

به هوس هر دو سه روزی است هوادار کسی

نشود یار کسی تا نشود بارکسی

شکر ایزد که نبودیم به پا خار کسی

به که بر سرفتدم سایة دیوار کسی

برچسب: نویسنده: نجوا تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1391 ساعت: 17:21

صفحه بندی