خرید بک لینک
کسی خبر از آقای نور دارد؟

خبر از آن اسب سوار شمشیر به دست پرغرور دارد؟

کسی می داند راه کدام جمعه را بسته ایم؟

پل رسیدن به کدام صفر عاشقی راشکسته ایم؟

کسی می داند کدام معصیت هفته این جمعه را هم از آمدنت بی نصیب کرده؟

کسی می داند چه کسی دوباره هوس چیدن سیب کرده؟

مگر دعای فرج را نمی خوانیم؟

مگر او را دوای دردهایمان نمی دانیم؟

دستهایمان به سوی کدام آسمان دراز است؟

کدام راه برای آمدنش باز است؟

کدام خدا را صدا می زنیم؟

جمعه ها منتظر ظهور کدام نوریم؟

رو به سوی کدام قبله نسشته ایم؟

تو بگو به انتظار آمدن که دخیل بسته ایم؟

من که تمام پل های پشت سرم را خراب کرده ام

تمام سیب های ممنوعه را گاز زده ،بی جان،رها کرده ام

آقایم!قربان گره ابروانت

من فدای هیبت وقدرت بازونت

بیا!بس است هرچه غلط نوشتیم!

بیاکه انگار دعای فرج را بی صدا خوانده ایم

..

برچسب: نویسنده: نجوا تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1391 ساعت: 17:25

صفحه بندی