ستاره مرغ من اين روزها خيلی افسرده شده. يه گوشه میشينه و سرش رو ميندازه پايين و خيره ميشه به يه جا يا چشماشو میبنده. بيچاره ديگه پير شده...ديگه خبری از اون جوجه كوچولوی من نيست كه دور حياط میدويد تا من نتونم بگيرمش...


نگاه غمگينش من رو هم غمگين میكنه.

میترسم يه روزی بره...
برچسب:
نویسنده: نجوا
تاريخ: يکشنبه
5 شهريور
1391 ساعت: 17:25