خرید بک لینک

چشم ها را ببند و ساکت باش ، خانه تاریک و نوبت خواب است

نی نی چشمهای معصومت ، دیگر از زور خواب بی تاب است

چشم ها را ببند و راحت باش ، در کنارت همیشه می ماند

برکه ی راکدی که می بینی ، دیگر اکنون شبیه مرداب است

زندگی را دوباره قسمت کرد ، دست خالی و پر سخاوت تو

سهم تو آسمان آبی شد ، سهم من آفتاب و مهتاب است

سهم تو قلک و عروسک شد ، سهم تو بچه های پوشالی

سهم من زندگی شد اما حیف ، زندگی نارفیق و ناباب است

سهم تو سبز و زرد و نارنجی ، سهم تو رنگهای رنگارنگ

سهم من گونه ای که از سیلی ... آه بگذر – شبیه سرخاب است

دیگر ای آرزو چه می خواهی از دل بی قرار غمگینم

آن که خورشید لحظه هایم بود ، دیرگاهی است نور شبتاب است

آه ، بگذر تا شبی دیگر قصه پرداز درد من باشد

چشم ها را ببند و ساکت باش ، خانه تاریک و نوبت خواب است

برچسب: نویسنده: نجوا تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1391 ساعت: 17:28

صفحه بندی