تازه داشتيم صبحونه ميخورديم که در خونه زده شد .
به سياوش گفتم : سيا بدو برو در رو باز کن . سيا گفت : خودت برو مگه من حمالم . با عصبانيت پا شدم
برچسب: نویسنده: نجوا تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1391 ساعت: 17:30