خرید بک لینک

این روزها که گودرهم برای من فیلتر شده و دستم از وبلاگهایدوست داشتنیم کوتاه است به وبلاگ های تازه ای سر زده ام که بسیار مسرور شده ام. ازخیلی جهات. آدم های زیادی در این دنیای مجازی از خودشان کودکی شان و روابطشان بادقت می نویسند خودشان را تحلیل می کنند و گمان کنم از این راه به خودشناسی می رسند.خواندنشان به من هم خیلی کمک می کند گاهی مرا به کودکی و نوجوانیم می برد، میگریاند ، می خنداند و گاهی باعث می شود داشته ها یا نداشته هایم را بیشتر کشف کنم. ولی خواندن این وبلاگ ها از همه مهمتربهمن یادآوری می کند که چیزهایی که دارم گاهی آرزوهای یک آدم است و برای پیداکردنشان حاضر است همه چیزهای مهم دیگر را رها کند.

من هم مثل همه آدم ها با همسرم گاه گاهی اختلاف نظر دارمگاهی دعوا می کنیم گاهی از هم خسته می شویم ما هم مثل همه آدم های دیگر گاهیپشیمان می شویم و اختلافات فکری و فرهنگی اذیتمان می کند ولی چیزی که خیلی مهم استاین است که هنوز هم با گذشت همه روزها و مشکلاتش و نزاع های شاید بی پایانمان عشقی به جا مانده که مرا دلگرم می کند. هنوز هم میتوانم بنشینم و ساعت ها به خوبیهایش فکر کنم، به روزهای خوبی که داشته ایم ، به حمایت های بی دریغ و تمام نشدنیشاز ما و بچه ها و به اینکه همیشه مثل یککوه علیرغم همه دلخوریها و روز مرگیها پشت ما بوده و محبتش را از ما دریغ نکردهافتخار کنم.

این را اینجا مینویسم که یادم نرود بعضی وقت ها چقدر از بودنش دلم غنج می رود و چقدر دعواها واختلافاتمان کنار این لحظات کوچک است.

برچسب: نویسنده: نجوا تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1391 ساعت: 17:31

صفحه بندی