آره بازم گفتم سازگار باش
دل و دیوانه نکن وآواره نباش
دیدی گفتم از دست ما کاری ساخته نیست
دیگه ما درون اون گذشته ها گم شده ایم
گفتم که روزگار کارشو کرده بیابریم
دیگه کاری نمی تونیم بکنیم
دین دیگه از دست مردم خارجه
این دیگه آوارگی
آخرشه شاعر بلند بگو آخرشه که همه بدونن دیوانه شدی
دیدی گفتم ایران جای من نیست
ایران دیگه وطن من نیست
وطن من دیگه جای دروغ نیست
دوزو کلک همه جا رو گرفته
میلیون .میلیون نگو میلیاردی میدزدن
صداتو کلفت کن داد بزن وطنم پاره ی طنم کجاست
اون لوطیای قدیمی کجان
داد بزن بگو شهیدا کجان
اونا که رو میم میپپریدن داد نمیزدن مبادا صداشون درمیاد
هالا به خودم لالایی میگم تا بخابم
لالا لالا لالالالایی بخواب نگو که کجایی
اره منم می خوابم که سحر شه مامان بیاد داد بزنه بلند شو برو دانشگاه
برچسب:
نویسنده: نجوا