عاشق بایاره بازم دوباره
میگم ای آواره
صدا کن دوباره
من میگم امروز بازاره
توبگوکارم زاره
من بگم ای بیچاره
دیدی نگفتن سزا داره
دیدی گفتم دیدی گفتم منه این کاره
با الواتی نشدم این کاره
عشق که نشده بازیچه دست
عشق فقط من بودم وبس
عاشق تو بودی وبس
دیگه چی خاستنی توی زندگی
میای باهم بمیریم این زندگی دیگه جای ما نیست
بشینیم وتماشا کنیم زندگی توی ایران زندگی نیست
آزادی نیست
همش پشیمونیه دیوانگیه
حسرت خوردن پشت تلویزیونای ال ای دی وال سی دیه
پشت سی دی یای دی وی دیه
دیشای پشت دیواره
اینا همش حسرته تو دلا جانمیشه
نمیدونم دیگه چی بگم لال بشم یا دیوانه بشم
سازبزنم یادستمو تامامورمیبینم قاز بگیرم
شما بگین راز بگم یا آواز بگم
دیگه خسته شدم شما بنویسید که چی بگم
برچسب:
نویسنده: نجوا