تو ستاره من شمع
ستاره چشمك ميزند وشمع براي نور مي سوزد
ستاره مي سوزد به رنگ آبي
شمع مي سوزد به رنگ سرخ سرخي كه از آتش وجودش پيداست
ومن و تو عاشق سوزان با دل پريشان
چرا تو در آسمان ومن در زمين
چرا تو مهري و من خشم
من از خشم مي سوزم وتو از مهر چشمك ميزني
آسمان تو را زيبا ساخت وزمين من را سوزاند و سياه كرد
اين از روزگاربد من است كه اين دوري را به من واداشت
دوري كه با سخن آغاز شد وبا سخن به اتمام رسيد
برچسب:
نویسنده: نجوا