عفت دختر قلدر همسایه ی دست راستی خونه ی ماست . چند روز پیش به جرم لرزیدن سینه هاش زیر مانتوی بلند و گشاد تابستونش گرفتنش تا بلکه ارشادش کنند . تازه ننه اش هم باهاش بوده . تا ننه عفت بیاد بفهمه چی شد و چی نشد عفت رو هل دادن تو ون .
ننه عفت که مچ بچه اش رو تو دست یارو اسیر دیده ، پریده تو شکم یارو که هوی چته ؟ یارو هم نه گذاشته و نه برداشته گفته هوی خودت چته ؟ میخوای بندازمت تو ون حالت جا بیاد ؟؟
خلاصه اولش با قشقرق و آخرش با گفتن غلط کردیم ، عفت و ننه اش اومدن خونه . شنیدم عفت و ننه اش کاملن ارشاد شدن . ننه عفت یه کش پهن پونزده سانتی خریده و سینه های عفت رو کش پیچ کرده تا به قول خودش حال خدا رو هم جا بیاره و بهش بفهمونه عفت ننه مرده سینه ی لرزون نمیخواد نقطه
برچسب:
نویسنده: نجوا