خرید بک لینک
سفر ما با پرواز 5:30 صبح روز 8 خرداد مشهد دوحه آغاز شد

پرواز قطری رو به خاطر امنیت بیشتر نسبت به پرواز های تابان و آسمان انتخاب کردیم

ولی خوب اون م بدون مشکل نیست با همه ی نظم و امنیت و شیکی این که برای مسیر کوتاه

پرواز دو تکه و خستگی بیشتری داری

در ضمن غذاهاش اصلا خوب نبود . یعنی با ذائقه ی ما جور نبود . حتی بوش حالمو بهم میزد.

مدت پرواز مشهد دوحه 2 ساعت و نیم و دوحه دوبی 1 ساعت بود. استاپ مون توی دوحه 1 ساعت و 20

دقیقه بود که به خاطر رفتن به سالن ترانزیت و گذشتن از آن گذشت زمان رو احساس نکردیم و تازه نگران

بودیم نرسیم که البته نگرانی مون بی مورد بود چون اونا خودشون برنامه ها رو چیده بودند و دقیق تر

از اونی بود که فکر می کردیم.

ساعت دوحه 1 و نیم ساعت از ایران عقب بود که البته در نیمه دوم سال این اختلاف نیم ساعته

هواپیما که توی فرودگاه دبی نشست از پنجره یک منطقه خشک و بدون سرسبزی

دیدیم . انگار وسط بیابون بودیم . حیف ایران و طبیعت رویایی ش

ما به ترمینال 1 رفتیم . بزرگ و شیک و خنک بود . ولی قیافه ی عرب ها

که بالباس های سفید و پارچه های روی سر پاس و ویزا رو کنترل میگردن

خیلی اضطراب آور بود.

توی صف ما از دو نفر که به نظر می اومد ایتالیایی باشن اسکن چشم گرفتن

همینطور از یک سودانی و یک ایرانی

من خیلی اضطراب داشتم چون داروی امپرازول تو کیفم داشتم و نمی دونستم

ممنوعه یا نه؟

اما این جا شانس داشتیم چون از ما اسکن چشم نگرفتن و سریع هم کارمون راه افتاد.

به سمت خروجی رفتیم با همه مردمی که می رفتند .راه زیادی رفتیم . بیرون هوا داغ بود

ترانسفر هتل نیومد و ما با تکسی رفتیم . راننده هندی بود و ادعا میکرد فقط

انگلیسی میداند. دائم تکرار می کرد دبی ایز وری هارت و من که انگلیسی دست

و پا شکسته ایرانی بلدم فهمیدم بله منظورش هات یا همون داغ بود

روی هارت خیلی تاکید داشت فکر کنم تازه یاد گرفته بود!

به هتل متروپولیتن دیره رسیدیم . هتل خوب بود و برای استراحت عالی.

برچسب: نویسنده: نجوا تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1391 ساعت: 13:41

صفحه بندی