خرید بک لینک
در ادامه ی مسیر از تونلی رد شدیم که میگفتند هفت متر زیر دریاست و منتهی به هتل آتلانتیس بود

هتل آتلانتیس زیبا بود و مشرف به خلیج فارس مقابلش در کنار ساحل سنگ هایی برای جلوگیری

از پیشروی دریا چیده بودند که راهنمای تور میگفت این سنگ ها رو از ایران آوردن جالب بود.

از ساخت هتل گفتند که بر اساس نظریه ی افلاطون در موردشهری که در گذشته بوده و بعد زیر

آب رفته ساخته شده .من اینو نشنیده بودم و اگر هم باشه برای هتل هفت ستاره ای که قیمت یک شب

سوییت بالایی آن چند صد هزار دلار است تبلیغ خوبی نیست . چون بر اساس اون نظریه یه روزی میره زیر آب

و غرق می شه!!!!

بعد از اونجا به جبل علی رفتیم .البته به سوله خاصی رفتیم که همش ایرانی بودن و جنساشم چینی!

می گفتن اونجا بار انداز کشتی های تجاری یه و جنسا از اونجا وارد دبی می شه

ولی جایی که ما رفتیم که چیز خاصی ندیدیم.

جای بعدی بازار ابن بطوطه بود که بر اساس سفر ابن بطوطه به کشورهای ایران مصر تونس اندلس و چین با نمادی از هر کشور ساخته شده . من انتظار بیشتری داشتم و وقتی دیدم به نظرم اونقدر ها هم دیدنی نبود

همون مسجد شیخ لطف الله که نماد ایران بود خودش تو ایران به صد تا بازار ابن بطوطه می ارزه.

هتل ابن بطوطه که در مسیر دیدیم از بازارش دیدنی تر بود.

بعد هم به دبی مال و دیدن آکواریوم زیبا و بعد هم رقص فواره ها رفتیم . برج خلیفه هم در کنار رقص فواره ها

دیدنی بود.

علت نامگذاری برج خلیفه هم جالب بود "اینکه در زمان ساخت ،برج دبی نامیده می شد و در روز افتتاح شیخ محمد اعلام می کنه که می خوام اسم بهترین کسی رو که می شناسم روی بلند ترین برج بذارم

و نام شیخ خلیفه شیخ ابو ظبی رو اعلام می کنه که در زمان رکود اقتصادی 30 میلیارد دلار به دبی

کمک کرده و بعد شیخ خلیفه هم اعلام می کنه که دبی هیچ بدهی به ابوظبی ندارد!!

آخر تور هم شام در رستوران ایرانی زیتون بود و ما هم کلی خندیدیم و بعد هم دلمون گرفت . گفتند موسیقی زنده اجرا میشه

لطفا فیلم و عکس نگیرید.

ما فکر کردیم چه خبره من یاد شعر حافظ که می گه" کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش و...."

افتادم. اما چه خبر بود یه درخت مصنوعی وسط سالن و یک خانم خواننده روی سن به سبک ایران دهه ی 40

بقول همسرم لباسش هم لباس ای همون دوره بود و می خوند با اعتماد به نفس بالا از معین از سیما بیناو..

مرتب میگفت هموطنا دست دست لطفا حس بگیرید و من و همسرم هم دست زدیم و خندیدیم

احساس ابلهی میکردی ، آخرش هم برای ما آدمای احساسی غم انگیز بود وقتی اون خواننده قلابی

دید داریم شام می خوریم گفت یه آنتراکت 30 دقیقه ای بهتون میدم ولی کسی صداشو نشنید.

غذای رستوران بر خلاف انتظار خیلی خوب بود .یه چلو بختیاری ایرانی خوشمزه .

برچسب: نویسنده: نجوا تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1391 ساعت: 13:41

صفحه بندی