خرید بک لینک

برای تو مینویسم ای «عشق بی عشق من» بی آنکه بخوانی.
برای تویی که به گمانم بهترین بودی برای من ،بهترینی که هست ،بهترینی که خواهد بود.کسی که به خیال خام خود ،مرادور می سازد از خود و غرق در خویش می کند،تا برهاندم از آن چیزهایی که عمری مرا به آن واداشته،
وهمراهی باشد برای راهی که در آن قدم گذاشته ام.
ودر کنارم باشد تا این روزهایی که با همه ی سختی بر من میگذرد را آرامشی اندک باشد برای دل زخم خورده ام وسر پر اندیشه ام.
وجوابی باشدبرای سئوالات بی جوابم ،ولی کاش اینگونه بود...که نبود
برای تویی که اولین وآخرین بودی برای من...
من عشق را اینچنین نمی خواهم.....
کاش مجبور نبودم که حتی چشمم را بر خوبیهای تو ببندم.
کاش این نوشته ها همه ی آن چیزهایی بود که در ذهنم وول میخورد.عشق توبا همه ی تجربه هایی که به بهای گزافی بدست آوردم همه اش هیچ بود.
نمی دانم باآن همه عطش عشقی که در خود داشتم چرا تو سر راه من قرار گرفتی .
ولی خاطرات روزهای خوشی وناخوشی را در ذهنم ثبت خواهم کرد
بدرود ای عشق اولم که دیگر عشقی در میان نیست ،...
بدرود ای دستان نوازشگر ،...
بدرود ای نگاه پر مهر،...
بدرود ای بوسه های آتشین ،...
بدرود ای گل های سرخ،...
بدرود ای شعله ی بیدار،...
بدرود ای پروانه های رقصان در نور ماه،و...

وباز هم پس از این تنهایی وحرف های گفتنی ام که گوشی برای شنیدنش نیست،وفراق طولانی ام وباز هم دلتنگی وانتظار وانتظارو انتظار...

برچسب: نویسنده: نجوا تاريخ: يکشنبه 5 شهريور 1391 ساعت: 17:18

صفحه بندی